| ساعت ۱٢:٥٠ ب.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥ |
|
درحالی که به دنبال انصراف مجيد مجيدي از حضور در جشنواره ناتفيلم دانمارک، مدير بزرگترين رويداد سينمايي اين کشور اروپايي از تصميم فيلمساز سرشناس ايراني مبني بر تحريم جشنواره ابراز تأسف کرده است به گزاش خبرگزاری هنر، گویا قرار است فيلمهاي "جنسيت و فلسفه" محسن مخملباف، "گيلانه" رخشان بنياعتماد و محسن عبدالوهاب، "دم صبح" حميد رحمانيان و "جزيره آهني" محمد رسولاف در جشنواره ناتفيلم به نمايش درآيد که با انصراف مجيدي، فيلم "فصل ممنوعه" فريبرز کامکاري جانشين آن شده است . |
| ساعت ٦:٠۳ ب.ظ روز شنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٤ |
|
يكي از كارگردانان سينماي ايران، " سينماي معناگرا " را مانع رشد خلاقيت هنرمندان و سينماگران دانست. "مجيد مجيدي" روز شنبه در مراسم افتتاح "خانه فيلم" استان قم گفت: اين سينما تنها عنواني بيهوده براي فيلمهاي داراي مفهوم و معناست. وي گفت : متوليان فرهنگي نبايد با بازكردن باكسهاي تهي زمينه سودجويي برخي افراد را مهيا سازند. وي يادآور شد: در گذشته با نبود چنين عنواني باز هم فيلمهاي مفهومي و معنايي توليد ميشده است و دليلي براي ايجاد چنين باكسهايي وجود ندارد. مجيدي، اين اقدام را تقسيم بندي ديدگاهها دانست و آن را غيرقابل قبول توصيف كرد. وي خاطرنشان كرد: اين پديده باعث ميشود كه عدهيي از هنرمندان تازه نفس بجاي توسعه ديد هنري خود، توجهاشان را بهمسائلي از جمله جن و فرشته معطوف كنند. وي افزود: سينماي ايران با بازشدن بحثهاي فرعي، ضربه خورده كه با وجود صرف هزينههاي بالا تنها چند فيلم قابل توجه توليد كرده است.
|
| ساعت ٦:٥٠ ب.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤ |
|
خبر اختصاصي ايرانيوز فيلم بيد مجنون آخرين ساختهي مجيد مجيدي كارگردان سينماي ايران به گزارش ايرانيوز، مديرروابط عمومي بيد مجنون با اعلام اين خبر افزود :در مراسم پاياني اين جشنوارهي دوسالانهي كه شب در هتل "ايبلاي" دمشق برگزار شد، وزير فرهنگ و رييس سازمان سينماي سوريه، جايزهي ويژه داوران را به مجيد مجيدي اهدا كردند. WWW.IRANEWS.ORG |
| ساعت ٤:٢۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٤ |
|
|
| ساعت ٤:٢۱ ب.ظ روز سهشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٤ |
|
هفت فيلم از مجموعه فيلمهاي سينماي معاصر ايران در شهر «لئون» مركز ايالت "كاستيا و لئون" در شمال اسپانيا به نمايش درآمد. به گزارش وبلاگ بيد مجنون دراين مجموعه فيلمهاي «خانه دوست كجاست»، «زندگي ادامه دارد» و «زير درختان زيتون» از آثار عباس كيارستمي،«دايره» به كارگرداني جعفر پناهي، «سفر قندهار»ساخته محسن مخلمباف، و «باران »اثر مجيد مجيدي نمايش داده شد.فيلمهاي يادشده تا دهم مهرماه در مركز موزه هنرهاي معاصر كاستيالئون در شهر لئون به روي پرده رفتند. فيلمهايي كه در اين مجموعه نمايش داده ميشود، تاكنون در سينماهاي چندين شهر اسپانيا از جمله مادريد و بارسلونا، اكران و مورد توجه علاقهمندان در اين كشور جنوب غربي اروپا واقع شده است. لازم بذکر است موزه هنرهاي معاصر كاستالئون همزمان با برگزاري اين دوره، در حال نمايش آثاري از هنر معاصر عكس و ويدئو از "شيرين نشاط" به نام "حرف آخر" است. |
| ساعت ٧:٠۳ ب.ظ روز شنبه ٩ مهر ،۱۳۸٤ |
|
|
||||||
| ساعت ٦:٥٥ ب.ظ روز شنبه ٩ مهر ،۱۳۸٤ |
|
خبرگزاري فارس: مجيد مجيدي گفت: سينماي ايران در عرصه جهاني مديون ژانر كودك است چرا كه اين ژانر نقشي اساسي در معرفي سينماي ملي داشته است. به گزارش خبرنگار اعزامي فارس به جشنواره بيستم فيلم كودك اصفهان، مجيد مجيدي كه در مراسم نكوداشت خود سخن ميگفت، افزود: با وجود اينكه سينماي ايران مديون ژانر كودك است، اما در حال حاضر شاهد افول اين سينما هستيم. سينماي كودك نيازمند حمايتهاي گوناگون از سوي نهادهايي چون آموزش و پرورش است، چرا كه اين نهادها پتانسيلهاي زيادي براي احياي سينماي كودك دارند.
داخلي. فرهنگي. جشنواره فيلم كودك و نوجوان "مجيدي" دراين آيين گفت: توجه بهسينماي كودك ازسوي كليه بخشهاي فرهنگي ،لازمه ارتقاي اين ژانر سينمايي است و به جاي شعاري عمل كردن بايد ارگان- ها دغدغه ارتقاي سينماي كودك داشته باشد. وي افزود: سينماي ايران قطعا مديون سينماي كودك است و اگر سينماي ايران در جهان شناخته شده به نام سينماي كودك بوده است. وي اظهار داشت: متاسفانه امروزه شاهد افول و تعطيلي سينماي كودك هستيم و اين درحاليست كه سينماي كودك، روزگاري قله رفيع سينماي ايران بوده است. مجيدي افزود: تا چه زماني سينماگران ارزشمند سينماي كودك ميتوانند مقاومت كنند و بار سنگين مشكلات اين سينما را به دوش بكشند. وي ، برپايي پنج روزه جشنواره فيلم كودك و نوجوان اصفهان را مايه تعجب دانست و افزود: برپايي اين جشنواره گويا از سرتكليف است. وي تصريح كرد: بايد صادقانه برخورد كنيم و دليل نارضايتيهاي اهالي اين بخش سينما را بدانيم و مشكلات سينماگران اين بخش را حل كنيم. اين كارگردان افزود:سينما در بيشتر كشورهاي جهان بطورجدي حمايت ميشود و كشورها با برگزاري فستيوالهاي متعدد فيلم در پي تقويت سينماي خود مي باشند. وي وجود نگرانيهاي متعدد درذهن كارگردان را باعث تنزل كار وي دانست و افزود: اگر يك كارگردان نسبت به مساله اقتصاد فيلم نگراني نداشته باشد مي تواند با آرامش خاطر به ساختن آثار برجسته بينديشند. وي در بخش ديگري از سخنان خود ، سينماي جهان را تشنه نگاه يا هويت در فيلمها دانست و افزود: سينماي ايران با داشتن هويت ،حول محور انسانيت و توجه به فرهنگ اصيل ميتواند در فتح بازارهاي جهان موفقيتهايي را بدست اورد. "رضا درستكار" منتقد سينمايي نيز گفت: فيلمهاي مجيدي بيانگر رازهاي طبيعت است كه خاطرات و موطن انسانها را يادآوري ميكند. وي افزود: در همه فيلمهاي اين كارگردان شخصيت تجلي معرفت گذشته و بيان هويت است كه خواستار بيان رازهايي با مخاطب است. همچنين در اين مراسم نكوداشت "كيومرث پوراحمد" فيلمهاي مجيدي را داراي تاثير و عمق دانست و افزود: مجيدي فيلمسازي است كه نميشود بيتفاوت از كنار آن رد شد. وي يادآور شد: تمام فيلمهاي مجيدي به معصوميت و كودكي انسانها احترام گذاشته و براي بزرگسالان از كودكي انها صحبت ميكند. وي وجود انديشه ناب و بيپيرايه را از ديگر ويژگي فيلمهاي مجيدي عنوان كرد. در پاياناين مراسم پلاك ويژه جشنوارهاز سوي دبير جشنواره به اين هنرمند اهدا شد |
| ساعت ۸:٤٥ ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٤ |
|
پايان تلخ پس از پنج سال سكوت
على حسينى
بيد مجنون دقيقاً همان فرصتى است كه در تمام اين سالها مخالفان سينماى مجيد مجيدى به دنبال آن بوده اند. فيلمى احساساتى و پر از ايده هاى حاصل از ذوق زدگى كه در اكثر فيلم هاى مجيدى در پس زمينه قابل مشاهده است اما حالا چنان به سطح آمده كه شمارى از عاشقان فيلم هاى او هم از اين دايره خارج شده و حداقل از تحسين هاى آنها در زمان نمايش فيلم خبرى نيست. با اين همه روياروشدن با اين ساخته مجيدى گويا كار چندان آسانى هم نيست. دليل اين مسأله سكوت بخشى از دايره منتقدان و نويسندگان سينمايى است كه پس از گذشت چندهفته از آغاز اكران فيلم هنوز هم چيزى درباره آن ننوشته اند. بازگشت روزى كه باران آخرين ساخته مجيدى توانست در حضور سگ كشى بهرام بيضايى تقريباً تمام سيمرغ هاى اصلى نوزدهمين جشنواره فيلم فجر را درو كند، خيلى ها پى بردند كه سينماى مجيدى همچنان همان نگاه غالبى است كه سياستگذاران سينماى ايران به دنبالش هستند. پس از باران، مجيدى كه تقريباً با بيشترين واكنش هاى منفى نسبت به فيلم هاى ديگرش روبرو شده بود مدتى در سكوت به سر برد هرچند آنها كه در اطراف اين فيلمساز بودند نتوانستند اين سكوت را تاب بياورند و براى همين تقريباً مجيدى همواره در كانون خبرها قرار داشت. چه در زمانى كه جشنواره فجر پس از دو سه سال دورى، هم در مراسم افتتاحيه و هم در مراسم اختتاميه دوره بيست و دوم مجيدى را سيمرغ باران كرد و چه در هنگام رخداد مسائل مهم حول سينماى ايران همانند حاشيه هاى پس از جشن هشتم خانه سينما كه سبب شد مجيدى به عنوان يكى از تصميم گيران اصلى وارد كارزار شود. اين بخش از شخصيت مجيدى در جريان انتخابات رياست جمهورى امسال، صحبت هايش با برخى نامزدها و بعد، مسؤولان فرهنگى جديد كاملاً ديده شد. با چنين پيش زمينه اى مجيدى از اوايل سال گذشته به سراغ فيلم تازه اى رفت. فيلمى كه قرار بود نشان دهد مجيدى پس از باران، چه حرف هايى براى گفتن خواهد داشت. به ويژه اينكه او چندسالى از صحنه به دور بود و همين هاله اى دور او ايجاد كرده بود كه از فيلم تازه اش انتظار يك اتفاق را سبب مى شد. بار ديگر زندگى مجيدى و گروه توليدش از همان ابتدا سعى فراوانى كردند تا فيلمبردارى و مراحل فنى اثر در سكوت كامل خبرى سپرى شود. اصرار بر ندادن عكسى از صحنه و بعدتر، اكتفا به تنها يكى دو عكس كه حاصل ديده شدن گروه فيلمبردارى در سطح شهر بود، نشان مى داد كه مجيدى نمى خواهد كسى درباره فيلم تازه اش چيزى بداند. تنها چيزى كه از همان ابتدا مشخص بود اين نكته بود كه پرويز پرستويى در اين اثر مجيدى، يك نابيناست كه بينايى اش را بازمى يابد. خود اين البته نكته مهمى بود. مجيدى در همه كارهاى مطرحش بعد از پدر، هرگز از بازيگرى در حد يك ستاره استفاده نكرده بود و حضور پرستويى در كنار او خودش يك اتفاق مهم به شمار مى رفت. پرستويى البته تنها بازيگر حرفه اى فيلم مجيدى كه در ابتدا بازگشت ناميده مى شد هم نبود. رويا تيموريان و آفرين عبيسى دو بازيگر ديگر فيلم بودند كه نزد مخاطبان چهره هاى شناخته شده اى بودند. سرانجام پس از يك مرحله فيلمبردارى بلندمدت كه چندماهى به طول انجاميد گفته شد كه كار فيلمبردارى فيلم به پايان رسيده اما كمى بعدتر و در شرايطى كه فيلم به بار ديگر زندگى تغييرنام داده بود، گفته شد كه گروه براى فيلمبردارى بخش هاى خارجى راهى اروپا مى شوند. فيلمبردارى اين بخش ها هم تا تابستان به پايان رسيد و گفته شد فيلم براى نمايش در جشنواره بيست و سوم فجر آماده خواهد شد. اتفاقى كه با توجه به فرصت باقيمانده كاملاً منطقى بود، اما چنين هم نشد و فيلم مجيدى با داستان هاى فراوانى به جشنواره رسيد. بيد مجنون نسخه اى كه از بيد مجنون _ نام تازه فيلم در هنگام نمايش در جشنواره- روانه پرده شد، نسخه اى با صداى مونو و موسيقى انتخابى بود كه فاكتور دوم، در سينماى احساس گراى مجيدى از عناصر مهم به حساب مى آمد و همواره موسيقى هاى پرحجم احمد پژمان يكى از چيزهايى بود كه فيلم مجيدى را براى مخاطب عام قابل هضم تر مى كرد. با اين همه مجيدى با اطمينان از اين نكته كه فيلمش براى جشنواره فجر اهميت زيادى دارد حاضر شد بيد مجنون را به نمايش در آورد و همين مسأله، يكى از مواردى بود كه براى اولين بار بخشى از حربه هاى سينمايى مجيدى را فاش كرد. فيلم او بدون موسيقى پژمان و البته تعجيل در مراحل فنى اثرى به هم ريخته و بى هدف مى نمود كه نمى توانست هيچكس را راضى كند. كسى هم نفهميد كه بيد مجنون چگونه در ميان انتقادهاى فراوان، به اثر برگزيده تماشاگران بدل و دو سيمرغ كارگردانى و بازيگرى _دو بخش از ضعيف ترين بخش هاى فيلم- هم نثار آن شد. بيد مجنون به گواه آنچه در تبليغاتش آمده در نسخه اى تازه با موسيقى احمد پژمان و صداى دالبى استريو روى پرده رفته است و مى گويند فروش اش در چندهفته اى كه بر پرده رفته، بد هم نبوده است. فيلم در تبليغات بيش از هر زمان ديگرى يادآور تبليغات قديمى است كه براى معرفى عوامل از عبارات تهييج كننده اى چون بازى برجسته يا آخرين اثر كارگردان تنها فيلم اسكارى سينماى ايران استفاده مى كند. شيوه اى منسوخ شده كه نشان مى دهد فيلم مجبور است اعتبارش را از خارج جريان اصلى وام بگيرد. با اين همه بيدمجنون بيش از هر زمان ديگرى اين نكته را فاش مى گويد كه بضاعت سينمايى كارگردانى همانند مجيدى چقدر است و بالا رفتن انتظارها از او در اين چندساله تا چه حد به ضررش تمام شده است. اين پايانى تلخ براى كارگردانى است كه با سومين اثرش خيلى زود راه معتبرترين جشنواره هاى جهانى و جوايز معتبر دنيا همچون اسكار را براى خود هموار كرد. |
| ساعت ۸:٢۳ ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٤ |
|
مجيدي را از"بچه هاي آسمان" مي شناسم و مي دانستم که قبل از آن نيز فيلمهايي ساخته است اما مردمي شدن و شهرت مجيدي به "بچه هاي آسمان" برمي گشت و بدنبال آن نامزد شدن اين فيلم موقعيتي را برايش به ارمغان آورد که شايد حتي فکرش را نيز به ذهن خود راه نمي داد. با "رنگ خدا" گام بعدي مجيدي در راه ساختن فيلمهايي ساده با مضامين درخور تامل تثبيت شد ، گويي مسير خود را در فيلمسازي پيدا کرد. اما مشکل از آنجا آغاز مي شود که مجيدي که خود را در مورد مسائل کودک و نوجوان و گاه مسائل عرفاني صاحبنظر مي داند در حيطه دنياي بزرگسالان (به قول شازده کوچولو:آدم بزرگها) چندان با تجربه نشان نمي دهد. کودکان معصوم مجيدي گرچه در مواجهه با مسائل زندگيشان بيش از حد ساده و پاک و بي آلايش نشان مي دهند ولي برخلاف آنها آدم بزرگهاي"بيدمجنون " ، پست و پليد وقدرناشناسند. برخلاف برخي که عقيده دارند مجيدي تنها در اين فيلم به بيراهه رفته معتقدم که " بيد مجنون" ادامه منطقي کارنامه مجيدي است . هرچقدر که لطافت و معصوميت "بچه هاي آسمان " منطقي باشد ( که نيست !) به همان ميزان رفتار يوسف در " بيد مجنون" نيز منطقي به نظر مي رسد!!! از اين رو معصوميت بيش از اندازه کودکان فيلمهاي مجيدي باورپذير نيست که فقر را در هر شرايطي مثبت مي داند و تاثير منفي آن را يا نمي بيند و يا انکار ميکند در نتيجه از قضاوت منطقي و عادلانه دور مي ماند. در " بيد مجنون" نيزيوسف آنقدر سطحي برخورد مي کند که مخاطب گاه به شغل او (استاد دانشگاه و مولوي شناس(!!)) شک مي کند. کسي که 37 سال نابينا بوده بر اثر يک اتفاق بينايي خود را بازمي يابد و اکنون در مواجهه با جهان پيش رويش دچار تعارض است . اما شناختي که يک استاد دانشگاه (باز هم تاکيد مي کنم: يک استاد مولوي شناس)از دنياي پيرامون خود دارد اينگونه است؟در مورد همه چيز به اين راحتي تصميم مي گيرد؟زن را صرفا به عنوان يک کالا مي بيند؟ تمام احساساتش نسبن به خانواده و زندگيش اينقدر ساده و سطحي است؟با ديدن دختري جوان و خوش سيما دل و دين از دست مي دهدو خانواده اش را که تا کنون با ناتوانيهايش ساخته اند را رها ميکند؟ به جرات مي توانم اعتراف کنم که در هيچيک از فيلمهاي مجيدي اينقدر آدم منفعل نديده بودم . شخصيتهاي فيلم هيچکدام بر اساس منطق عمل نمي کنند ، همسر سويف او را تعقيب مي کند تا به راز عشق پنهاني او پي ببرد ، يوسف براي فائق آمدن بر دلمشغوليها و تعارضهاي وجوديش کتاب و نوارهايش را از بين مي برد ، دايي او را دعوت به کار در کارخانه طلاسازي ميکند(سطحي ديدن مسائل تا کجا؟؟)و...... تلاش پرستويي در ارائه نقشي ماندگار ، فيلمبرداري ، صدابرداري و صداگذاري بي نظير فيلم و موسيقي سيال و دلنشين احمد پژمان و بسياري مزيتها و قابليتهاي منحصر به فرد فيلم همگي قرباني سطحي نگري ، افراط و تفريط و ناآگاهي و عدم شناخت مجيدي از موضوع مي شود. دلم ميخواست مجيدي صادقانه مي گفت که چقدر در مورد اصلي ترين شخصيت فيلمش تحقيق کرده است؟ به نظر شما "محسن رمضاني" در " رنگ خدا " باورپذير تر از يوسف " بيد مجنون" نيست؟ و خداي " بچه هاي آسمان" و " رنگ خدا" مهرباتر از خداي "بيد مجنون"؟ دلم مي خواست از مجيدي بپرسم که آيا خدا آنقدر بخشنده نيست که گناه بنده اش را ناديده بگيرد؟ شايد به گمان مجيدي مرد خوب مرد کور است!!! تا آنجايي که به خاطر دارم آنقدر براي ديدن " بيد مجنون" در جشنواره مشتاق بودم که تمام برنامه هايم را به خاطر ديدنش فراموش کردم ولي اگر بخواهم منصفانه قضاوت کنم بايد بگويم که فيلم را تا انتها به اميد وقوع معجزه اي تحمل کردم و در پايان ديدم که حاصل فيلم چيزي نبود جز نصيحتي حکيمانه (!) براي انسانهاي بي ظاهربين(!) راستي چرا مجيدي راجع به آخرين فيلمش با کسي گفتگو نمي کند؟ شخصا اميدوارم که اين امر دليلي جز گرفتاري کاري نداشته باشد چرا که هستند بسياري چون من که سئوالات بي شمار تلنبار شده در ذهنشان بي پاسخ مانده است. |
| ساعت ۸:۱٢ ب.ظ روز جمعه ۱۱ شهریور ،۱۳۸٤ |
|
آخرين بازى برجسته پرويز پرستوى، ساخته مجيد مجيدى اولين كارگردان ايرانى نامزد جايزه اسكار، اينها تمام چيزى است كه در تبليغات منحصر به فرد فيلم «بيد مجنون» آمده است تا نشان دهد كه مجيدى «چون بيد به سر ايمان خويش مىلرزد» شايد از آن رو كه حالا او «اولين كارگردان ايرانى نامزد جايزه اسكار» است بيش از صد سال از ورود كنتدوگوبينو (به عنوان سفير دولت فرانسه) به ايران مىگذرد. كنت دوگوبينو به عنوان يك فيلسوف فرانسوى بذرى را در خاك ادبيات اين سرزمين كاشت كه اكنون شادمانه بايد گفت به ثمر نشسته است.
* * *
چرا فيلم جديد آقاى مجيدى به خلاف فيلمهاى قبلىاش (مثلا رنگ خدا) به جاى تكيه به نمادهاى جهانىتر از نمادهاى فرهنگى ايران بسيار بهره گرفته است؟ كوچه باغ ايرانى، ايران خانه ايرانى با نماى حوض لاجوردى، نشستن لب جوى آب و بالاخره تكرار لحظه به لحظه مثنوى مولوى در برابر تماشاگر.
* * *
نمىدانم كه اين چند سطر را براى چه نوشتم؟ نمىدانم كه از نتايج فرهنگى پروژه فيلسوفانه «سفير فرانسه» دلگير بودم يا از كم توجهى كارگردان تواناى ايرانى در پيروى ناخواسته از اين پروژه. |
| ساعت ۱٠:۱۸ ب.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٤ |
|
اكبر ترشيزاد
بى ترديد تدوين فيلم بيد مجنون بهترين اثر حسن دوست در مقام تدوين گر است كه مى توانست نقطه عطف كارنامه كارى اش نيز باشد كه نيست. در نگاه اول به نكات برجسته تدوين اين فيلم مى پردازم.
۱- در سينماى كلاسيك براى اتصال نماها به يكديگر از كات هموار و جهت انتقال زمان و مكان كوتاه و طولانى از ديزالو و فيد بهره گرفته مى شد و استفاده از كات پرشى يا اصطلاحاً همان جامپ كات و به تعبيرى ديگر ديده شدن نقطه اتصال نماها عملى ناپسند به شمار مى آمد. اكنون اما در زمانه اى كه همه چيز شتاب سرسام آورى به خود گرفته است و تماشاگران به وسيله ابزارهاى ارتباط جمعى مختلف همچون شبكه هاى پخش ماهواره اى با قطع و وصل سريع تصاوير و برنامه ها به يكديگر خو كرده اند استفاده از جامپ كات براى اتصال نماها به يكديگر نه تنها كارى ناپسند نيست بلكه ابزارى است قدرتمند براى ايجاز بيشتر در سكانس ها و يا شيوه اى براى بيان كردن بهتر حس و حال درونى صحنه ها. در سينماى ما البته تدوين گرانى كه با شجاعت دست به اين گونه برش ها بزنند هنوز بسيار اندكند. حسن دوست در بسيارى از سكانس هاى بيد مجنون به خوبى از اين روش انتقالى استفاده هاى بجا و البته متفاوتى كرده است. در شمارى از سكانس ها همچون دويدن رويا در راهروى بيمارستان پس از حادثه زمين خوردن يوسف جامپ كات ها كاركردى روانشناسانه دارند و تشويش و آشفتگى شخصيت را به نمايش مى گذارند و در برخى ديگر از صحنه ها همچون سكانس رسيدن يوسف به فرانسه و حركت او و همراهش به سمت بيمارستان، تدوين گر با بهره گيرى از چند جامپ كات به ايجاز سكانس و دورريختن زمان هاى مرده رسيده است. از اين نمونه ها در طول فيلم فراوانند. ۲- يكى از نكات مثبت كار هر تدوين گرى پيداكردن بهترين نقاط براى برش و يا ديزالو است. حسن دوست در بيد مجنون از ابزارهاى مدرن ترى نسبت به روش هاى قديمى تر همچون يافتن نقطه كات در حركت بازيگر و يا اندازه و زاويه نماها استفاده كرده است. او با برقراركردن رابطه گرافيكى بين نماها برش هاى زيبايى زده، در نمايى از روسرى سفيد رويا به بارش برف كات زده (رنگ مايه سفيد) و در جايى ديگر نماى بسته گوجه فرنگى ها را در ظرف غذا به حركت متروى قرمز رنگ قطع كرده است (رنگ مايه سرخ) او همچنين براى روان تر شدن ديزالوهايش از شباهت كنش يا همانندى رنگ مايه نماها استفاده كرده است. در سكانسى نماى برداشتن روانداز يوسف توسط رويا به كنارزدن پلاستيك روى گل ها ديزالو مى شود (شباهت كنش حركت) و در سكانسى ديگر گل هاى باغچه به صحن حياط (استفاده از رنگ غالب سبز). ۳- از سينماى موج نو فرانسه به بعد نوعى كات در سينماى جهان مرسوم شد كه به كات يوزپلنگى مشهور است (اولين بار توسط هانرى كلپى در فيلم هيروشيما عشق من به سال ۱۹۵۹ استفاده شد) در اين نوع پيوند با استفاده از مشابهت حركت در دو نماى اتصالى به سرعت زمان و مكان انتقال داده مى شود. البته اين نوع كات را نمى توان فقط در مرحله تدوين اعمال كرد و مى بايد پيش بينى هاى لازم توسط كارگردان در مرحله دكوپاژ در نظر گرفته شده باشد. در بيد مجنون چندبار به خوبى از اين نوع انتقال نما استفاده شده است كه به دو مورد آن اشاره مى كنم. يكى در نمايى كه رويا در حال ديدن عكس هايى است كه پرى آورده و نماى بسته عكس ها در دستش به نماى مشابه عكس ها در دست يوسف برش مى خورد و تازه وقتى نماى بازترى از او مى بينيم، متوجه تغيير زمان و مكان مى شويم و ديگرى در صحنه اى است كه يوسف در بيمارستان مشغول درست كردن نوار است و اين نما به نماى مشابه در باغ بيمارستان كات مى شود. ۴- حسن دوست در تدوين فيلم به فيدهاى خود بار معنايى بخشيده است و از اين رو است كه در سكانس هاى پيش از بينايى يوسف فيد كاركرد نفوذ به دنياى تاريك او را به عهده دارد و تغيير فيد سياه به سرخ در سكانس برگشت يوسف از فرانسه به ايران نشان از معنا پيداكردن رنگ در زندگى فردى دارد كه تا به حال نابينا بوده است. • نگاه دوم: دلايل ضعف ۱- يكى از وظايف هر تدوين گر ساختار بخشيدن به روايت به منظور بهتر تعريف كردن يك داستان است و تدوين گر در اين راستا مى تواند آنقدر پيش برود كه پيرنگ داستان را تغيير دهد و ترتيب زمانى صحنه ها را جابه جا كند و اگر به نظرش بخش هايى از فيلم كمكى به بهترشدن اين روند نمى كند آنها را حذف كند. حسن دوست با استفاده از جامپ كات و حذف زمان هاى زائد به خوبى بسيارى از سكانس ها را به ايجاز رسانده و ريتم مناسبى به آنها داده است اما سئوال اينجا است كه كاركرد بسيارى از اين صحنه ها همچون اكثر سكانس هاى حضور يوسف در فرانسه و يا مهمانى دايى محمود در فيلم مجيدى چيست؟ و اگر تدوين گر تمامى آنها را حذف مى كرد چه لطمه اى به روايت وارد مى آمد؟ ۲- سكانس هاى زيادى در فيلم هستند كه بسيار سردستى برگزار شده اند و تدوين گر مى توانست با جرح و تعديل آنها به فيلم كمك كند. وزش ناگهانى باد در صحنه اى كه نوشته هاى يوسف پخش مى شوند بدون هيچ تغيير آب و هوايى از اين نمونه است. صحنه بازگشت يوسف به ايران و استقبال پرشور مردم با گلريزان و استاد دوستت داريم گفتن ها بسيار شبيه بازگشت بازيكنان تيم ملى فوتبال از يك سفر خارجى از آب درآمده است و در فيلم آنقدر نماهايى از بارش باران وجود دارد كه اگر كسى نداند فكر مى كند كه آب و هواى تهران شبيه لندن است. حسن دوست كه خود در مصاحبه اى گفته است از ابتداى نگارش فيلمنامه در جريان كار قرار داشته است نمى توانست با پيشنهادات سازنده اش در بهتر برگزارشدن اين سكانس ها به مجيدى كمك كند و يا حداقل در روى ميز تدوين كمى آنها را تلطيف كند؟ ۳- در تدوين، هر نما يا سكانسى براى خود طول عمرى دارد كه با به پايان رسيدن آن ادامه نمايش اش نه تنها سكانس را از ريتم مى اندازد بلكه تاثير دراماتيكش را نيز از بين مى برد. سكانس قدم زدن يوسف در راهروى بيمارستان پس از اينكه پى به بيناشدن خود مى برد با بازى خوب پرستويى مى توانست از سكانس هاى ماندگار تاريخ سينماى ايران شود اگر كه آنقدر كش داده نمى شد كه نفس هاى حبس شده تماشاگران به راحتى از سينه خارج و نسبت به ادامه سكانس بى تفاوت شوند. |
| ساعت ۱٠:٠٩ ب.ظ روز چهارشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٤ |
|
ز دست ديده و دل هر دو فرياد يوسف اگرچه نابينا است اما زندگي شيريني با همسر و فرزند خود دارد. پزشكان در معاينه او به اين موضوع پي مي برند كه شبكه چشم او به نور حساسيت نشان مي دهد. |
| ساعت ٢:٠۸ ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤ |
|
|
|||||||
| ساعت ٢:٠٤ ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤ |
|
|
||||||||||||||||||
| ساعت ٢:٠٠ ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤ |
|
|
|||||||
| ساعت ٤:٢٠ ب.ظ روز جمعه ٢۸ امرداد ،۱۳۸٤ |
|
تبليغات ماه رجب به جاي بيلبوردهاي" بيد مجنون" تهران- خبرگزاري كار ايران
25 بيلبورد از مجموع بيلبوردهاي فيلم" بيد مجنون" از سطح شهر جمع آوري شد. به گزارش خبرنگار گروه هنر ايلنا ، اين بيلبوردها كه در جهت تبليغات روز مبارك، 13 رجب و برنامه هاي اين ماه از اين فيلم گرفته شده بود ، از ديروز با نصب آگهي ها و بيلبوردهاي يك سيرك كه تبليغ سگ بازي و راه رفتن خرس را در خود داشته ، جايگزين بيلبوردهاي فيلم جديد "مجيد مجيدي "شد. اين مسايل در حالي براي فيلم موفق جشنواره فيلم فجر اتفاق مي افتد كه تيزر اين فيلم بعد از گذراندن دالان هاي سانسور از تلويزيون و تاييد شخص "مهندس ضرغامي" ، رئيس سازمان صدا و سيما، قرار بود از روز يكشنبه هفته گذشته پخش شود. ولي تاكنون يك تيزر هم ازاين رسانه پخش نشده است. از طرفي شنيده مي شود نگاه مسئول سينمايي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران نسبت به اين فيلم چندان مثبت نيست و "بيد مجنون" را يك فيلم ديني و يا ارزشي نمي داند و به نظر مي رسد بر همين اساس اتفاقات شهري كه براي تبليغات فيلم مذكور افتاده، از همين مسئله ناشي مي شود . فيلم" مجيد مجيدي" در حال حاضر با فروش قابل توجه خود ، در گروه سينمايي استقلال به يكي از فيلم هاي پر فروش در حال اكران بدل شده است |
| ساعت ۳:۳٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ،۱۳۸٤ |
|
25 بيلبورد تبليغاتي فيلم «بيد مجنون» توسط شهرداري تهران جمعآوري شد. |

















